
يكي از نورهايي كه من دوست دارم، نور صبح گاهيه، ولي با نور غروب خيلي حال نميكنم! مگه ديگه خودشو بكشه يه حركت محير العقولي از خودش در بكنه مثلا بشه بنفشي نارنجي سبز فسفريي! چيزي! ولي نور بامدادي انگار كلي انرژي توشه! نميدونم چطور بگم! حس زندگي توشه! منو ياده حياط خونه قديميمون ميندازه تو ميدون خراسون، "كلنگي، قابل سكونت"!
زياد نميخوام بحرفم وگرنه يه چيزايي بود باسه گفتن، باشه باسه بعد! 
ميم، 
_____________
پن: عكس جديد نيست، شايد يكي دو ماه، امروز نگرفتم! چون هنوز آفتاب نزده







