تبليغاتX
سه نقطه

. . . art group blog!

 

 

 

Post 94 - بخش: "قرمه سبزي!(discontinued!)"

توبه‌نامه،

...

ديگه اينجا مطلب سياسي، انتقادي يا فلسفي (مربوط به بخش قرمه‌سبزي) نمينويسم،

من يك انيماتورم پس بهتره يك انيماتور باقي بمونم و سعي كنم كار خودم رو خوب انجام بدم و اميدوار باشم بقيه هم همينكار رو انجام ميدن
من نه فهم‌و شعور و درايت سياسي دارم و نه علاقه‌اي به اين موضوع پس پام رو (همون دراز قشنگ رو) ميكشم داخل مرزهاي گليم كوچكم و به هم‌ديگه قول ميديم ديگه بيرون از اون نريم مگه براي كارهاي ضروري و رفع حاجت،
البته من زياد در اين بخش ننوشتم (4 پست فقط) ولي از همونها هم ابراز ندامت و پشيماني ميكنيم و اعلام ميداريم خلاف خيليهاش بمان ثابت شدش! اصلا شايد اسممان را در گروههاي استشهادي هم بنويسيم؛
همين، ما كارمان چيز ديگه‌اي است كه ميچسبيم بش؛

همان هبوت؛

تمام،

 




+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 4:13 بعد از ظهر  توسط ميم  | 



 

 

Post 91 - بخش: "قرمه سبزي!(discontinued!)"

مرگ! هديه پاپانوئل به كودكان غزه ؟!

...

يه اتود سريع از يه ايده، تقديم به مردم غزه و همه قربانيهاي جنايتهاي بشري و غير بشري! فلسطيني، اسرائيلي، ايروني، امريكايي تقديم به همه اعضاي اين پيكره جزام گرفته!

گفتم از چكمه بيزارم! ولي هنوز جورابهارو دوس دارم!! جورابهايي كه با هزار اميد بالاي بخاريها آويزون ميشن! كاش تا فردا فاخته كوچيك صلح تو يكيشون خفه نشه!!!

ميم،


پ ن:

هرچند به سانتا عقيده ندارم!! ولي حاضرم بهش ايمان بيارم اگه يكي ازين فاخته ها براشون بياره!!!

 




+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط ميم  | 



 

 

Post 86 - بخش: "قرمه سبزي!(discontinued!)"

تخمه جاپوني، بابا برقي و رايحه خوش خدمت!

...

خعلي زور داره! ساعت هفت صبح پاشي يه صبحونه مشت بخوري و با تمام انرژي وحشتناكت (!) بياي بشيني رو كيبورد و كار رو شروع كني بعد ساعت 7:30 برق بره!

پيش خودت فكر ميكني تا يك يا دو ساعته ديگه (طبق معمول!) مياد ولي ساعت 1 بعدازظهر تشريفشون رو ميارن اونم تازه تا نيم ساعت كمرنگ پررنگ ميشن!
و (طبق معمول!) كك هيچكيم نميگزه، ولي اداره برق كاملا پاسخگوست "خوب برق ميره ديگه! ميخواستي نره! همونجور كه آب و گاز ميره برقم ميره!!!!!!"
طبق معمول! تنها كسي كه ميتوني پيشش درد دل كني بابا برقيه! پس كلمو ميبرم جلوي سوراخهاي گشاد پريز برق و چنتا ليچار به روح پر فتوح بابابرقي و آقاي ايمني و بقيه بروبچه ها ميفرستم!


توي اين همه ساعت "صبح" وقتي كه كلت كار ميكنه ولي نميتوني كار كني، به خيلي چيزا فكر ميكنم، به چيزهايي كه معمولا ازشون فرار ميكنم به چيزهايي كه معمولا بهشون ميگم به تو چه بابا! تو كار خودتو بكن!
ياد لنگه كفش و جناب خبرنگار ميفتم و به اين فكر ميكنم كه اين همه "شجاعت" (!) و "غيرت" زمان صدام تو كودوم سولاخي قايم شده بوده؟! ياد جشنواره سيماي جمهوري اسلامي براي نگه داشتن لنگه كفش عراقي در هوا ميفتم! ياد اين ميفتم كه كشور دوست و برادر عراق جون دويست هزار جوون اين مملكت رو گرفت و سعي ميكنم بياد بيارم چند نفر ايراني در طول تاريخ بدست آمريكا يا چميدونم اسرائيل جنايتكار كشته شدند تا بحال؟! سعي ميكنم درك كنم چرا با كشوري كه دورترين كشوره به ما و هيچ وقت با ما نجنگيده دشمنيم ولي حاضريم كفش يك نفر از كشوري كه مارو بخاك سياه نشوند بعنوان سمبل افتخار بالا ببريم!
ياد صدام ميفتم! به اين فكر ميكنم كه اگر مردم عراق خودشون اونو بركنار ميكردن الان نيازي به التماس كردن نداشتن تا كشورشون رو بخودشون ببخشن! و آرزو ميكنم كاش هيچوقت براي ما اين اتفاقات نيفته!
ياد پرچم كشورم ميفتم و اينكه چقدر احتزازشو دوست دارم و چقدر احترام براش قائلم! و ياد 13 آبانهايي ميفتم كه مسئول امور "تربيتي" بهمون آتش زدن پرچم آمريكا و انگليس رو ياد ميداد پس سعي ميكنم جلوي غم خودم رو بگيرم وقتي ميبينم توي فيلمهاي درجه يك دنيا چطور بهش بي احترامي ميشه به پرچم من كه خيلي خون به پاش ايثار شده؛
ياد نفت ميفتم! و اينكه چند سال ديگه ميتونه هواي مارو داشته باشه؟! و سعي ميكنم خودم رو متقاعد كنم بعد از نفت بخشي از دوستان ما هنوز دوستان ما باشند!! ياد ونزوئلا ميفتم! ياد روسيه! ياد كوبا! يا بوسني! ياد ... ديگه خيليهاشون رو خودم هم بياد نميارم!
ياد سي سال پيش و موقعيت مشابه ايران و امارات ميكنم! و با دهان باز به آمار وامهايي كه دوبي به ژاپن داده چشم ميدوزم!!! و پيش خودم فكر ميكنم كاش خبري كه در مورد اهانت به مسافران ايراني شنيدم شايعه باشه! سعي دارم تصور كنم ما هم ميتونيم مثل اونها باشيم!!!
ياد ايران ميفتم و اسرائيل! و سعي ميكنم بياد بيارم چي باعث شده كشور رو در سختترين شرايط قرار بديم تا فقط "بگيم" اسرائيل بايد نابود شه درحاليكه پيش از اين ارتباطشون فقط در حد تبادل تخم مرغ و گردو بوده!! همينطور سعي ميكنم استراتژي كشورم رو در اين جنگ نابرابر بفهمم! استراتژي حرفهاي گنده و مسئوليت آور درمقابل سلاحهاي پيشرفته و مرگ آور! سعي ميكنم درك كنم، سعي ميكنم درك كنم و اميدوارم مثل يك مشت احمق بنظر نيايم!
ياد فرهنگ ميفتم! ياد يوزارسيف ياد زوليخا و اينكه هفتاد مليون نفر دلخوشيشون اينه كه آيا آخر يوزارسيف ترتيب زليخارو ميده يا ... !!
به برق فكر ميكنم و گاز و نگران اين ميشم كه حكومتي كه هنوز در سال 1387 بيش از هرچيز روي ليست پوشيدنيهاي مجاز و سايتهاي غير مجاز براي مردمش كار ميكنه و بفكر پيشرفت در آخرين تكنولوژيهاي پراسس تصويري براي اصلاح پوشش در فيلمهاي خارجيه تا چند ساله ديگه چند روز در هفته ميتونه برق مورد نياز منو براي روشن نگه داشتن كامپيوترهام بهشون برسونه؟! و اينكه ...
نع! ديگه فكر نميكنم! بسه! هرچقدر فكر كني تموم نميشه!! باوم نميشه! باورم نميشه فقط من باشم كه به اينها فكر ميكنم! توهم ميزنم، كلمو ميبرم نزديك سوراخهاي گشاد پريز برق و داد ميزنم "آهاي! نگهبان! درو باز كن! من ديوونه نيستم! من بياريد بيرون! آهاي! منو اشتباهي اوردن اينجا! آهاييييي!!"

حالا برق اومده، بعد نصفه روز،... و من خيالم راحته كه كسي خسارت وارد شده به اقتصاد مملكت رو به ازاي هر ساعت قطعي برق محاسبه نخواهد كرد (چه قرطي بازيايي!)! سرم رو گرفتم توي دستهام و سعي ميكنم بياد بيارم برنامه امروزم رو و سعي ميكنم تصور كنم صبحه و من هنوز پرم از انرژي براي كار و اينكه اميدوارم هنوز به فردايي بهتر براي ايرانم، جايي كه دوستش دارم؛ ... چيزي بخاطر نميارم، نگاه ميكنم، ساعت ده دقيقه به پنجه!
ياد ميگيرم، و دوباره برنامه ريزي ميكنم، به سبك ايراني:
1.صبح تا ظهر
2.ظهر تا بعد از ضهر
3. بعدازظهر تا صبح

 




+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط ميم  | 



 

 

Post 84 - بخش: "قرمه سبزي!(discontinued!)"

كفشهايم كو ؟! يا بوش جاخالي ميدهد!

...

در حاشيه نشست اخير پرزيدنت بوش با حضور جمعي از لنگه كفشهاي نخبه عنوان شد:


نهاد رياست جمهوري بوش اعلام كرد ازين به بعد خبرنگاران فقط با دمپايي اجازه ورود به كنفرانس را خواهند داشت ضمنا مارك دمپايي مورد نظر بايد نيكتا يا از انواع مشابه نرم باشد!

كنگره آمريكا قانون آزمايش جاخالي براي رئيس جمهورها را با اكثريت قريب به اتفاق رد كرد

وزارت امور آمريكاي عراق ضمن پوزش اعلام كرد فرد مورد نظر از تنگ بودن كفش خود ناراضي بوده و تصادفا در كنفرانس تصميم ميگيرد كفشش را دور بياندازد و اين ربطي به ما و شما و بقيه بچه ها ندارد!

سازمان ملل اعلام كرد، مردم آفريقاي ميانه از نبود كفش در رنج و عذابند، وي آمريكا را به ارسال كفشهاي پرتابي به آنها ترقيب نمود

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با اصلاح ليست مصاديق بارز، پوشيدن بوتهاي سنگين با پاشنه هاي نوكتيز را به عموم هم ميهنان عزيز و مسلمانان شهيدپرور جهان توصيه نمود!

جمعي از عراقيان مقيم مركز ضمن تجمع در دفتر مدرسه خواستار برخورد حداقل يكي از دو كفش مذبور به هدف شدند

علي پروين اعلام كرد ما به داوري باختيم، وي درحالي كه با احتاط به كفشهاي خبرنگاران خيره شده بود گفت با اينحال مشكلي نيست!

آقاي فنايي، كارشناس زبده داوري اعلام كرد كفش دوم از اين زاويه خوب ديده نميشود و خواستار تكرار صحنه شد، وي اضافه كرد بوش بايد اينها را بگيرد نه اينكه جاخالي بدهد و اين را از مشكلات اساسي مربي دروازه بانان تيم ملي دانست كه هنوز نميداند نبايد جاخالي بدهد

مقامات مسئول تاكيد كردند كه صحنه را ديده اند

وزارت تجارت و توسعه چين اعلام كرد كفش نامبرده ساخت چين بوده و از كيفيت كافي براي پرتاب به سمت بوش يا هر موجود ديگري برخوردار بوده است، او اضافه كرد قابليتهاي اين كفش بيشتر ازينهاست و كاربران را به مطالعه دقيق دفترچه راهنما بزبان چيني ساده ترقيب نمود.

محمود ضمن تقدير از لنگ كفش نامبرده ابراز اميدواري كرد بزودي اين مدل را به توليد انبوه رسانده بر سر سفره مردم بياندازد!

كارخانه كفش ملي در همين راسته اعلام كرد بزودي كفشهايي با مگسك دقيق روانه بازارهاي آسياي ميانه و اقيانوسيه خواهد كرد

سايت نهاد رياست جمهوري اعلام كرد در لحظه ورود كفش به هاله اطراف بوش متوجه شد كه ايران به قطب جديد در عرصه بين مللي تبديل شده و خود را براي مديريت جهان آماده كرد

حماس خواستار از ميان برداشتن ممنوعيت ورود خمپاره انداز توسط خبرنگاران به نشستهاي اينچنيني شد

رويترز اعلام كرد اين حركت نمادين نشان ميدهد مردم عراق دمپايي را ترجيح ميدهند، اين خبرگزاري صهيونيستي افزود اين نشاندهنده اين است كه برخلاف برآوردهاي سيا مردم عراق از كفش متنفرند!

شركت نايك كه از حاميان اسرائيل و صهيونيسم جهاني است اعلام كرد ازين به بعد ديگر كفش توليد نميكنيم و از طراحان مد در ايتاليا دعوت كرد تا همايشي در مورد زيباييهاي اسرار آميز دمپايي تشكيل دهند

شركت آديداس گفت ما به نايك اقتدا ميكنيم!

اوباما ضمن تسليم استعفاي خود اعلام كرد متاسفانه از سرعت لازم براي دادن جاخالي هاي به موقع بخوردار نخواهد بود!

سيندرلا جهت پوشيدن كفش مورد ذكر اعلام آمادگي كرد و خواستار روشن شدن وضع ازدواجش شد

در همين حال طالبان كليه مسئوليت اين حمله را بعهده گرفت و ضمن انتشار ويدويي در يو تيوب اعلام كرد اين را در ادامه يازده سپتامبر انجام داده، وي ابراز اميدواري كرد با توجه به استقبال گسترده مردم غيور قسمتهاي بعدي بزودي روي آنتن بروند

عزت اله زرغامي ضمن تقدير از دست اندر كاران و پا اندر كاران خواستار توليد هرچه بيشتر سريالهاي تاريخي با مزامين عميق فلسفي شد!

يوزارسيف نيز گفت اگر مجبور شود براي دفاع از خود دست به هر كاري ميزند، وي به سابقه زليخا در استفاده از كفشهاي تق تقي اشاره نمود و خاطر نشان كرد براي نجات جان خود و هدر نرفتن وعده الهي شايد تسليم شود

همچنين بوش اعلام كرد در هنگام عبور كفش از فضاي بغلم بويي عجيبي به استشمام رسيد، كارشناسان معتقدند اين احتمال يافتن بمبهاي شيمياي صدام را دوباره قوت ميبخشد، گفتنيست كليه حاضرين حالشان خوب است و فقط دونفر كمي متحول شدند و دچار حالت تحول شدند كه به خير گذشت

دوبي هم اعلام كرد ما همه جاي مسافرين ايراني را ميگرديم حتي كفشها را و بقيه جاها را، وي اشاره كرد اين ربطي به حوادث اخير بغداد ندارد و بخاطر علاقه ما به ايرانيهاست،=!




پ‌ن: اين مطلب سياسي نبود، طنز بود (از نوع بيمزه آن)
پ‌ن: من را با سياست چه كار؟
پ‌ن: هيچي!

 




+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط ميم  | 



 

 

Post 81 - بخش: "قرمه سبزي!(discontinued!)"

تلوزيون ايران يا ايالات متحده!

...



تلوزيون ايران ؟!


چند وقت پيش بعد مدتها تلوزيون رو روشن كردم تا يكم از فشار كاري كه چند هفته اي بشدت روم بوده رها بشم، ولي متوجه چيز جالبي شدم! چيزي كه براي كساني كه تو ايران زياد از اين وسيله استفاده ميكنن جلب توجه نميكنه شايد!

تلوزيون رو كه روشن كردم روي كانال دو(؟!) اومد، يه برنامه زنده از استوديو لندن! يه كارشناس عرب با يه مجري انگليسي (كارمند سيما!) راجه به آمريكا صحبت ميكرد و اينكه استكباره و جهاني و اينا! خوب مسلما اين برنامه براي رهايي از فشار روحي، برنامه جالبي نبود! پس زدم كانال يك، يه ميزگرد بود راجه به بحران مالي امريكا و اينكه ديگه امپراطوري ظالمانه امريكا به پايان رسيد و بايد خودمونو براي مديريت جهان آماده كنيم و ...! اوكي! خوشبختانه الان ديگه هشتا كانال داريم! شبكه ديگه، برنامه مستند راجه به سيطره آمريكا و مجري كه گاهي فارسي حرف ميزد و گاهي احساس ميكرد داره انگليسي صحبت ميكنه با پشت خط از مصر؟! شبكه بعدي، اخبار خارجي با دو خبر اولي راجه به امريكا و دومي ايلات متحده! شبكه بعدي، در استان، مانور بسيج براي زدن مشت محم به آمريكا! شبكه ديگه، سخنراني يك روحاني (نيازي نيست بگم! راجه به آمريكا) شبكه اموزش، آشنايي با مكاتب عرفاني معاصر! اوكي! شبكه قران رو تست ميكنيم! محشره! راجه به آمريكاست!!! باورش برام مشكل بود! چندبار تست كردم! ولي هر هشتا شبكه راجه به امريكا صحبت ميكردن بشكلي كه فقط كافي بود يكي دوثانيه بعد از عوض كردن هر كانال صبر كني تا كلمه امريكا رو دوباره بشنوي! پيش خودم گفتم اتفاقي بوده! ولي خيلي جالب بود برام باسه همينم وسوسه شدم بعد از مدتي برگردم و دوباره چك كنم! خيلي جالب بود برام! چون باز هم بجز دوتا شبكه بقيشون داشتن راجه به موضوعات مشابه صحبت ميكردن! اون دوتا هم يكيشون زمزمه احكام زلال بود، اون يكي هم تبليغات پخپخ‌نمكي! اوكي! بعدازظهر باز با اشتياق اومدم تا به كشف جديدم سر بزنم! برنامه همزمان شبكه ها: اخبار انگليسي و تصاويري از اوباما و هيلاري كلينتون در پوزهاي منفي، ميزگرد كارشناسي راجه به امريكا، تبليغات، سخنراني آيت اله ايكس، سريال مرگ تدريجي رويا (گويا!)، اخبار ... كوتاه بگم كه بارها در ساعات مختلف شبانه روز تست كردم و هرگز نشد كه حداقل يك كانال راجه به امريكا و يا موضوعات مشابه صحبت نكنه ولي بطور ميانگين همزمان سه تا چهار شبكه با چونين موضوعاتي برنامه داشتند! ولي اين تنها چيزي نبود كه كشف كردم! موضوع بعدي اين بود كه در تمام مدت اين تستها! هرچند حداقل در بيش از سه كانال بطور همزمان نام امريكا را ميشد شنيد ولي هرگز (هرگز يعني هيچ وقت!) نامي از ايران نشنيدم! اين موضوع بويژه برايم جالب شد چراكه كمي براي شنيدن نامي از ايران صبر كردم (چند روز بصورت اتفاقي در زمانهاي شانسي تلوزيون را روشن ميكردم!) ولي خبري نبود كه نبود (در اون زمانها!)، ...

ناخودآگاه ياد برنامه اي كه قبلتر در خبر20 گويا موقع صرف شام ديده بودم افتادم، در آن برنامه مجري ايراني از شهروندان امريكايي در نيويورك راجع به ايران ميپرسيد، جوابها بسيار جالب بود!

"آيران؟! كجاست؟!"، "فكر ميكنم يك كشور در آفريقا باشه!"، "جزو اتحاديه اروپا نيست؟!"، "نميدونم چيه!"، "فقط ميدونم كه با ما دشمنه! ولي نميدونم كجاست!!!"، "يه كشور عربه!"

چيزي كه ازين كشف دستگيرم شد رو اينجا نميگم! ولي بايد بگم حداقلش براي مدتي از فكر كار بيرون اومدم و رفتم توي فكراي ديگه! يه كمي به ايران فكر كردم! و به اينكه من ميدونم ايران كجاست؟؟!!!
ولي آخرش ترجيح دادم خودم داوطلبانه برگردم زير فشار كاري... !


ميم،

 




+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 3:35 قبل از ظهر  توسط ميم  | 



 

 

 

 

 

tracker