
همونطور كه از تايتل پيداست اين يه اينترويو با "اد جونز" ه كه سيجي انجام داده و من ترجمه يه بخشيش رو ميزارم اينجا براتون تا حال كنين!

بهله جونم براتون بگه كه ...
اد-جونز كه از اين به بعد بهش ميگيم ادي! يكي از قديميترين و در عين حال آيندهدارترين! افراد تاثيرگذار در عرصه ويافايكسه، يه آدم خودساخته، با نگاهي نافذ(!) و لبخندي جذاب (!!).
او در تعدادي از خفنترين شركتها و تكنولوژيهاي اين حرفه همكاري داشته و همينطور در بيش از 40 تا از بزرگترين فيلمها در اين زمينه كه با استار وارز (جنگ ستارگان) شروع ميشه (البت Star Wars: Empire Strikes Back in 1979)

خودش ميگه: "من توي سه نثل متفاوت از ابزار و امكانات سينمايي كار و زندگي كردم، امكانات نوري (اوپتيكال)، كنترل حركت(موشن كنترل) و حالام كه گرافيكهاي كامپيوتري."

جالبه بدونيد كه ادي با آي.ال.ام وقتي كه فقط 40 تا كارمند داشت شروع كرده! و 13 سالم اونجا مونده و باسه كاراي فوتوگرافي تو Who Framed Roger Rabbit يه اكادميك اوارد (جايزه) گرفت.
ولي اين باسه اون كافي نبود، همزمان بخشي رو راه انداخت كه Willow and Empire of the Sun رو ساخت، بعد ترمينيتر2 ، بكدرافت ، هادسون هاوك و هوك رو كه توش از فتوشاپ و دوتا سيستم مك رو يه ميز استفاده كرد! باسه اينكه رندر تايم اذيت ميكرد! خودش ميگه: "ما فريم1 رو روي مك1 داشتيم و فريم2 رو رو اونيكي! و هي از رو اين ميرفتيم رو اون و برميگشتيم و هي ميرفتيم و هي برميگشتيم و ...! و توضيح من باسه جرجلوكاس اگه اين تكنيك كار نميكرد اين بود كه شما هميشه ميتونيد باسه پروسس دنيا از كامپيوترها كمك بگيريد!"
اون اين تستها و آزمون و خطاها رو باسه ژوراسيك-پارك هم بكار برد كه موفقيت آميز هم بود و اينجا بود كه كداك ازش خواستكه سينسايتو بسازه (Cinesite)، جايي كه اون تكنولوژيه سينئون رو پايهگزاري كرد (Cineon) و يه جايزه ساينتيفيك اكادميك هم باسش دريافت كرد.
اون توي اسپيسجم موفقيت و سبك كار توي وو فارمد رگت ربيت رو انعكاس داد ولي اينبار نه تو دنياي اپتيك بلكه توي دنياي ديجيتال!

بعد از ترك سينسايت ادي بعنوان وي-اف-اكس سوپروايزر توي چندتا فيلم از جمله Hard Rain، Soldier، Almost Famous، Cats and Dogs شر كت كرد و در اينجا وارنر برادرز ازش دعوت كرد كه اي-اس-سي انترتينمنت رو راه بندازه كه مهمترين استوديوي همكار توي ميتريكس ريلودد و روولوشن، زن گربهاي و كنستانتين بود.

بعد از اينكه اي-اس-سي بسته شد! كمپاني برادران وارنر ازش خواست كه يه نگاهي به هپي فيت بندازه! و اونم سريع بار و بنديلشو جمع كرد، رفت استراليا و باسه ده هفته لنگر انداخت تا هپي فيت رو آناليز كنه! و دسته آخر موفق شد براي مدت دو سال اونجا بيفته!! تو اين مدت با جورج ميلر و انيمال لوجيك حشر و نشر داشته و به فعاليتهاي مضبوحانه جهت راه انداختن اين صنعت جديد در استراليا دست زد!

بعد از موفقيت (كاملا اتفاقي!) هپي فيت برگشت پيش رفقاي سابق خودش تو رينميكراستوديو Rainmaker Studio براي جستجوي محل بعدي باسه اتراق كردن! انوام ازش خواستن تا اولين فيلم فيوچريستيكشون رو باسشون بسازه كه اسمش بود (هست) "فرار از سياره زمين!" براي شركت وينستين. بله احتمالا محل بعدي لنگر انداختن هم پيدا شد! ولي معلوم نيست كجاست! هرچي كه هست خدارو شكر تو زمين نيست!
در حال حاضر هم داره با رفقاي گرمابه و گلستان خودش تو رينميكر با استخدام 200 هنرمند! رو همين پروژه كار ميكنه!
خودش هم رسما اذعان كرده كه: " مه الان تو نيمه راه هستيم، از هر دو طرف! از يه طرف داريم مسير داستان رو تعيين ميكنيم! و از طرف ديگه كاراكترهارو مدل ميكنويم! و يحتمل چترمون رو در پاييز 2009 جمع ميكنيم تا دنبال محل فرود بهعدي بگرديم!" (نقل به مزمون!!)

بهله اين بود خلاصهاي از اينترويو البته با يه كم (فقط يه كما!) تغييرات!
لينكهاي مربوطه رو هم ميتونيد تو لينكهاي روزانه پيدا كنيد،
راستي يه خبراي خوبي هم دارم كه منتظر باشيد به زودي ميگم!
فهلا يا حق، ميم