سه نقطه

مجموعه كارهاي ميم. آرمند (عموما هنري!) و همچنین گروه هنری سه نقطه!

غم کوچه های برفی

به خودم میگویم، شاید از دوری تو دور بشم

شاید اینبار که یاد تو رو کردم

باسه شستن نگاهت از روی قلبم

باسه از یاد تورو بردن

دیگه مجبور بشم

ولی اینها همه حرفه

تو دلم میمونی

تا دلم پیر بشه

مثل هر روز، قلبم از دوری تو، باز دلگیر بشه

به خودم میگویم، کاش اینجوری نبود

کاش تندیس نگاه تلخت، توی کوچه های زمستونی خاطراتمون

زیر بار برف سنگین پریروز، توی تنهایی من شکسته بود

به خودم میگویم

کاشکی فردا جای خالی صدات، توی فکرم دیگه تردید نبود

کاشکی اینجا توی خاطرات من خبر از اون همه بیرحمی و سردیت نبود

هه! ولی اینها همه حرفه

همه حرفه

تو که نیستی توی آسمون بیرنگ دل من پره برفه

...پر سرما

پر درده

دیگه نیستی و تموم دل من یخ بسته

دیگه حوصله ام، از تماشای عبور این همه آدم برفی،

... سر رفته

به خودم میگویم، کاشکی اینجوری نبود

کاشکی ساده، راز کوچیک منو، جای قهوم، از نگام میخوندی

کاشکی اینجا، پیش من میموندی

تا دلم پیر نشه

تا که آسمون آبی دلم

باز بارونی و دلگیر نشه

ولی اینها همه حرفه!

دیگه رفتی

دیگه رفتی و من اینجام و تماشای غم کوچه های برفی... تا ابد

... تا همیشه

:(

-------------------------------------------------------------------------------

میم، زمستان 1389

-------------------------------------------------------------------------------

 

 

ولنتاین بهتون خوش بگذره

یکم با هم مهربونتر باشین

دل کسی رو هم نشکونین

با بهترین آرزوها برای شما

فردا میبینمتون تو خیابونها!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط ميم  | 

بزودی زیبراش 4 ! zbrush 4 announced

انتشار زیبراش ورژن 4 هم اعلان شد! که قراره بزودی و در ماه اگست اتفاق بیوفته! که خبر خیلی خوبیه برای دیجیتال اسکالپترها! جالب اینجاست که اینبار هم پیکسولوژیک این آپگرید رو برای یوزرهای خودش بصورت مجانی قرار داده! (البته شاید برای ما در ایران خیلی هم جالب بنظر نرسه! ولی در بازار نرمافزارهای سه بعدی که کمپانی ها فقط مونده پچ ها و هات فیکسهاشون رو هم بفروشن این واقعا جالبه!)

شوربختانه بلطف عزیزان آقا و برادران و خواهران مومن و متعهد بسیجی (ع) که همه از آی کیوهای وافری (ره) رنج میبرند، سایت تخصصی پیکسولوجیک و زیبراش سنترال هم مسدود شده و بنده نتونستم مشخصات و ویژگیهای ورژن جدید رو پیدا کنم ولی مطمئنم این بار هم کمپانی استعماری پیکسولوجیک (لعنت اله علیه) باز هم طرفداران خودش رو غافلگیر خواهد کرد و بقول خودشان انقلاب ادامه دارد! (اگه گفتین تا چی؟!) یا the revolution continues

به امید روزی که ببینیم ارتش سایبری ایران (ع) انشاله این سایت سخیف و بی ارزش پیکسول رو هم در راستای نیل به اهداف بزرگ انقلاب هک کنه تا بقیه دنیا هم مثل ما نتونند ببیننش انقدر حرص نخورم من!

آمین یا رب العالمین!

میم،

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 2:10 قبل از ظهر  توسط ميم  | 

سی جی سوسایتی فیلتر شد!!!

دسترسی به سی جی تالک یا همون cgsociety.org (لعنت الله علیه) با استناد به قانون جرایم رایانه ای جمهوری اسلامی ایران (ع) مسدود شد!!! و این یک جوک نیست! واقعا مسدود شد! برید ببینید!


بدون شرح!

واقعا هیچ شرحی نداره! در بیان نمیگنجد! باورتون میشه؟!!!!! :O
سی جی سوسایتی؟!!!! فیلتررررررر؟!

آخه چرا برادر من؟!!! یعنی چی خوب ؟!!!! عقلم خوب چیزیه هااااااااا. یک موشت **** خنگ شپ*و نشستن هر غلطی میخوان میکنن! آخه یعنی چی؟ من که شوک شدم واقعا! آخه تو که آخرین تکنولوژی موثر در زندگیت افشانه جدید عطر شابدولعظیمیه، چه کار داری به کار یک مشت آدم بدبخت بیچاره که سرشون بکار خودشون، به عشق خودشون، به هنر خودشون گرمه؟! تو رو چه به این کارها، عرصه سیمرغ و مجال مگس؟! بابا بکش از ما، بزار زندگیمون رو بمیریم دیگه ای بر دهنت ... اه :|

لینک تصویر سایت سی جی سوسایتی (لعنت الله علیه) که بشکل مضبوحانه ای کمک شایانی در پیشرفت سی جی در ایران میکرد متاسفانه و حالا فیلتر شده خوشبختانه!


and cgsociety (cgtalk) is filtered in iran by now!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 1:50 قبل از ظهر  توسط ميم  | 

کاش!

کاش میشد آدمی
همچون بنفشه ها
در جعبه های کوچک چوبی،
ببرد هرجا دلش خواست وطنش را ...

کاش میشد ...



خسته شدم، ولی فرق میکنه این، واژه ای برای بیانش ندارم، شاید باز...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط ميم  | 

روزی سه بار هر هشت ساعت یک روز

عجب شب سردی! همه چیز بهم ریخته؛ ساعت دوازده شبه، درست چند لحظه پیش قرصهام رو خوردم، دقیقا سر موقع، سومین بار برای امروز، چند لحظه طول میکشه تا اثر کنه، نه خیلی زیاد، چند لحظه، درست مثل چند لحظه ای که نگهبان شب برای عوض کردن شیفت پستش رو ترک میکنه، از پله های آهنی میاد پایین، به نگهبان جدید نگاهی میندازه، دهنش رو باز میکنه و وانمود میکنه که چیزی گفته، مثلا سلام! یا هرچی، فقط بلورهای ریز یخ بخار دهنش تو این شب زمهریر پیداست؛ بعد راهشو میگیره و خیلی زود تو تاریکی گم میشه، حالا یه نگهبان شب دوباره اون بالاست، برای ادامه شب و ادامه شب؛ تا الان دیگه فکر کنم اثر کرده! آره انگار داره روز میشه! هوم! هوا هم گرمتر شده! نگهبان ازون بالا برام دست تکون میده، چه روز آفتابی قشنگی! همه چیز خوبه!

میم، آرمند

پ.ن1:

(این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده)
(این داستان واقعی نیست)
(بلکه این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده!!)

نوشته: میم.آرمند

پ ن 2:

میم آرمند از همه دوستان خوب و مخاطبان عزیزش خیلی معذرت میخواد که نتونست؛ ببخشیدش، اون سعی خودش رو کرد تا وقتی زنده بود ولی مرگ بازم امونش نداد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط ميم  | 

هرجای گریه که هستی...!

هم قُصه بخون با من

تو این قفس بی مرز

لعنت به چراغ سرخ!

لعنت به چراغ سبز!


پ ن :

تو نمیدونی عزیزم! حال روزگار ما رو! ... تو نمیدونی!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط ميم  | 

مطالب قدیمی‌تر